تبليغاتX
www.Youngscientist.blogfa.com
مطالعات نشان میدهد ابرها موجب تغییرات آب و هوایی نمی شوند
ترجمه: مجتبی تعطف
منبع: sciencedaily
استاد دانشگاه تگزاس  با مطالعاتی که بر یافته های اخیر مبنی بر تاثیر ابرها در تغییرات آب و هوایی داشته می گوید ابرها فقط تغییرات اقلیمی راقدرت می بخشند و اساسا باعث تغییر آن نمی شوند
اندرو دسلر استاد دانش های اتمسفری که یکی از کارشناسان ملی در تغییرات اقلیمی است میگوید برخلاف عقیده عرفی و دیدگاهی که برای دهه ها مورد توجه بوده ابرها  اصطلاحا باز خوردی هستند که موجب تقویت گرمای زمین که توسط انسان ایجاد شده می شوند.یافته های وی در نشریه اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا (مقالات تحقیقی ژئوفیزیک) منتشر شده است.
دسلر چرخه ال نینو و لا نینا را حدود یک دهه مورد مطالعه قرار داده و میزان انرژی زمین را در این دوره محاسبه کرده است.ال نینو و لا نینا در واقع رویدادهای چرخه ای هستند که با گرمتر یا سردتر شدن آبهای مرکز اقیانوس آ رام بصورت ادواری هر پبج سال یکبار رخ می دهند.این تغییرات تاثیرات بسزایی در سامانه آب و هوایی جهای برای ماهها و حتی سالیان دارند.
دسلر نیز همسو با دانش مطالعه آب و هوای غالب  و درست  برخلاف  برخی ادعاهای پیشین دریافت که ابرها نقش کوچکی در آغاز این تغییرات اقلیمی ایفا می کنند.
دسلر می افزاید نمیتوان چنین در نظر گرفت که ابرها به جای انسان موجب گرمایی که زمین دارد با آن دست و پنجه نرم می کند شده باشند.
تگزاس هم اکنون در یکی از بدترین خشکسالی های تاریخ ایالات متحده قرار دارد و بیشتر دانشمندان بر این باورند که این امر نتیجه مستقیم  شرایط لا نینایی است که ماهها در اقیانوس آرام در حال فعالیت است.
دسلر می افزاید: بیش از یک قرن ابرها در واقع نقش مهمی در تقویت تغییرات اقلیمی داشته اند ولی من امیدوارم که تحلیل های من خط بطلانی بر این ادعا باشد که ابرها موجب تغییرات اقلیمی می شوند.
http://www.sciencedaily.com/releases/2011/09/110906121951.htm

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در دوشنبه هجدهم مهر 1390 |


نام کتاب: جهان در پوست گردو

نویسنده: استیون هاوکینگ

مترجم:محمد رضا محجوب

ناشر: نشر حریر

تعداد صفحات: 309

قیمت:شومیز 4250- زرکوب 5500

تو این پست میخوام یه کتاب درمورد فضا- زمان معرفی کنم که در واقع یکی از مباحتی هستش که من خیلی بهش علاقه دارم و اصولا به فضا و اخترشناسی.

همونطور که می دونید زمان فقط روی با فضا معنی پیدا می کنه و به خودی خود کاملا بی معنیه. برای درک این جمله بهتره نظریات دانشمندانی مثل اینیشتین و همین آقای هاوکینگ رو بخونین. من این کتاب رو حدود یکسال پیش گرفتم و خوندم و واقعا آدم لذت می بره. هاوکینگ در این کتاب کوشیده همه مسائل و نظریاتش رو با اشکال قابل فهم ارائه بده و مطالبی از قبیل:نظریه نسبیت اینشتین،نظریه کوانتوم،یخت و شکل زمان ،پیش بینی آینده و خیلی چیزای دیگه رو تو این کتاب توضیح می ده.


استیون هاوکینگ:

استفان(استیون) ویلیام هاوکینگ در هشتم ژانویه سال 1942در اکسفورد انگلستان چشم به جهان گشود.وی یکی از پر نفوذترین اندیشمندان زمان ماست. اندیشه ورزیهای ماجراجویانه او و شیوه شوخ طبعانه ای که برای بازگویی اندیشه هایش به کار میگیرد نام او را پر آوازه ساخته است.

کتاب تاریخچه زمان که در چندین میلیون نسخه به فروش رسیده چشم اندازی دلربا از فیزیک نظری برای خوانندگان سراسر جهان فراهم آورد.پرفسور هاوکینگ  همچون بسیاری از دانشمندان دیگر در جامعه علمی بین المللی در طلب جام جم دانش،یعنی نظریه فریبای همه چیز که در دل کیهان نهانست می باشد.در کتاب جهان در پوست گردو او راهنمای ماست در سفری اکتشافی برای گشودت رازهای جهان از ابر گرانش تا ابر تقارن، از نظریه کوانتومی تا نظریه ام (M Theory)،از هالوگرافی تا دوگانگی.

او از سال 1979 استاد لوکازین ریاضیات در دانشگاه کمبریج است و پس از آینیشتین، یکی از برجسته ترین فیزیکدانان نظری به شمار می آید.


او به بیماری ای ال اس دچار است و اگرچه اندیشه بلند پروازش در جهانی با ابعادی بیشتر از آنچه در پندارهای عادی و روزانه ما می گنجد،در گشت و گذار است،ولی در بند صندلی چرخدار است و برای سخن گفتن نیازمند دستگاه سینت سایزر صداست

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در یکشنبه دوم اسفند 1388 |

کهکشانها

دو اختر شناس طبقه بندی هابل  را تشریح می کنند

 ترجمه: مجتبی تعطف طولی

برای اولین بار دو اخترشناس توضیحاتی در مورد اشکال مختلف کهکشانها در گیتی ارایه کردند. این دو دانشمند به نامهای آندوبنسون از موسسه علوم کالیفرنیا (Caltech) و دکتر نیک دیوروکس از دانشگاه ایمبری ریدل آریزونا، سیر تکاملی کهکشانها را- از جهان نخستین سیزده میلیارد سال پیش تا امروز- مورد بررسی قرار دادند.

کهکشانها مجموعه ای از ستارگان،گازها و غبار اند که غالب ترکیب جهان هستی را بوجود آورده اند. کوچکترینشان میلیون ها و بزرگترین آنها میلیون ها میلیون (یک تریلیون) ستاره را شامل می شوند.

برای اولین بار اختر شناس آمریکایی،ادوین هابل در سال 1930 میلادی کهکشانها را طبقه بندی کرد که تا بدین روز به « طبقه بندی هابل» معروف است.بنابر طبقه بندی وی،کهکشانها بر سه گونه اند؛کهکشانهای مارپیچی که در آنها بازوهایی وجود دارد که از یک نقطه متورم قوسی شکل مرکزی به بیرون کشیده می شوند،نوع دوم، کهشکشانهای ماپیچی بسته اند که دارای میله های بزرگتری اند که از مرکز به بیرون کشیده می شوند و بالاخره نوع سوم که کهکشانهای بیضوی نام دارند.در این نوع کهکشانها ستاره ها بدون هیچ میله یا قوسی در یک نقطه از فضا پراکنده اند. برای مقایسه،کهکشان ما- راه شیری- بین دو تا چهار صد هزار میلیون ستاره داشته و بر اساس طبقه بندی هابل به عنوان یک کهکشان مارپیچی بسته شناخته می شود.

توضیح طبقه بندی هابل کمی دشوار به نظر می رسد. هر گونه مختلف به طور روشن از یک سیر تکاملی مجزا مشتق می شود،اما تا کنون هیچ توضیح روشنی موجب اقناع دانشمندان در این مورد نشده است.

بنسون و دیوروکس اطلاعات جمع آوری شده از (2MASS) از طریق اشعه را با ابر رایانه مدل GALFORM شان ترکیب ساختند تا بتوانند به بازآفرینی تاریخ سیزده میلیارد سالی گیتی نایل آیند. شگفتی در این بود که محاسبات آنها نه تنها اشکال مختلف کهکشانها را بازآفرینی کرد بلکه حتی تعداد آنها را نیز نمایان ساخت.

دیوروکس می گوید:« ما کاملا مبهوت شدیم که مدل ما هم فراوانی و هم تنوع کهکشانها را به طور بسیار دقیق نشان داد»، بنسون در ادامه می افزاید:« این اتفاق به واقع اطمینان من به این مدل را بسیار بالا برد»

مدل این دو اختر شناس توسط «ماده تاریک لامبدا» پیکر بنده شده و خود مهر تاییدی بر این مدل از گیتی است. لامبدا انرژی تاریک مرموزی است،که باور بر ای این است که 72 درصد از کل کیهان را تشکیل داده، به همراه ماده تاریک سرد که 23 درصد مابقی را بوجود می آورد و تنها 4 درصد دیگر کیهان ماده مشابه مرئی یا «ماده باریونیک» را شامل می شود که ستارگان و سیارات سایر کهکشانها رامی سازد.

چنانکه متصور است،کهکشانها درهاله های بسیار بزرگی از ماده تاریک جاسازی شده اند و بنسون و دیوروکس معتقدند که این برای سیر تکاملی شان بسیار حیاتی است. مدل آنها نشان می دهد که تعداد ادغام بین این هاله ها و کهکشانها نتیجه نهایی را در بر دارد و از آنجائیکه در کهکشانهای قوسی چنین چیزی اصلا مشاده نشده، در عوض کهکشانهای بیضوی نتیجه چنین ادغامی اند.

کهکشان مارپیچی بسته ما- راه شیری- نشان می دهد که شاهد تاریخ تکاملی پیچیده ای بوده، با تنها چند تصادم کوچک و حداقل یک حادثه در محلی که قوس داخلی برای ایجاد میله ی مرکزی بزرگتر در هم می ریزد.

دیوروکس می گوید:« این یافته های جدید مسیر روشنی پیش پایمان برای تحقیقات می گذارد. حال هدف ما مقایشه پیش گویی های مدل مان با کهکشانهای دوری است که با تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ هابل و تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST)که به زودی به فضا خواهد رفت انجام خواهیم داد».

پی نوشت ها:

1.        Dr. Andrew Benson

2.        Dr. Nick Devereux

3.        2MASS:TWO MICRON ALL SKY SURVEY

4.        JWST:JAMES WEBB SPACE TELESOPE


لینک:

 

http://www.sciencedaily.com/releases/2010/01/100112152400.htm

منتشره در: ماهنامه اطلاعات علمي- شهريور 89

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در چهارشنبه سی ام دی 1388 |
 
KEO پیامبر آیندگان!

ترجمه: مجتبی تعطف طولی

Talesh100@gmail.com

 

ماهواره ی KEO سامانه ای است که قرار است پیام های انسان های عصر حاضر را برای آیندگان حمل کند.این ماهواره که توسط جین مارک فیلیپ [1] هنرمند فرانسوی طراحی و رهبری می شود در واقع قرار است 6 بیلیون پیام را در 100 DVD ذخیره کرده و در مدار خود تا سال 52000 یا 52001 حمل کند.این پروژه که در سال 1994 آغاز شده است ابتدا قرار بود در سال 2001 عازم ماموریت خود شود اما حال پیش بینی شده در سال 2009 یا 210 در مدار قرار گیرد.سازندگان این ماهواره هدف از ساخت آن را رسانیدن افکار،ایده ها،دل مشغولی ها و نگرانی های بشر امروز برای نسل های 50000 سال بعدشان بیان می کنند.

این کپسول زمان که به نوعی سومین کسپول زمانی است که به فضا خواهد رفت پیام ها را بی نام در خود خواهد داشت چرا که سازندگان بر این امر تاکید دارند که مهم موضوعیت کلی افکار بشر امروز است نه اسامی اشخاص.

این ماهواره در طول 50000 سال چرخش در مدار خود 9 تریلیون مایل(5/14 تریلیون کیلومتر)دور سیاره سفر خواهد کرد.بالهایی به طول 33 پا(10 متر)خواهد داشت و در مدار 110/1 مایلی(800/1 کیلومتری)با وزن 220 پوند(100 کیلو گرم) قرار خواهد گرفت.

این ماهواره به گونه ای طراحی می شود که اگر 50000 سال بعد در دریا بیفتد شناور بماند و اگر در خشکی بیفتد مانند جعبه ی سیاه یک هواپیما خواهد بود.

سامانه ی KEO که توسط یک سایت مرتبط پیام ها را جمع آوری می کند چندین زبان ملی و بومی را شامل می شود.از جمله زبان فارسی و برخی زبان های داخلی کشورمان مانند کردی،گیلکی و... . در صفحه ی اصلی سایت چندین پرچم دیده می شود که پرچم کشورمان نیز در این صفحه قابل مشاهده است.

از دیگر ویژگی های این ماهواره این است که شما می توانید پیام ها یتان را به هر زبانی که خواستید در این ماهواره ذخیره کنید و همه  افراد به اندازه ی هم قادر به ارسال پیام می باشند که می توان پیامی با 875 کلمه در آن ذخیره کرد.این تنوع زبانی باعث می شود انسان های آینده یا زبان هایی که شاید تا آن زمان بسیاری از آنها از بین رفته باشند تا حدودی آشنا شوند.

ساختار این ماهواره به شکلی است که یک هسته ی مرکزی دارد که کروی شکل بوده و از جنس تیتانیوم می باشد و DVD ها در آن قرار خواهند گرفت.در هنگام افتادن این ماهواره،باله ها و سایر اجزا در فضا و در جو از بین رفته و هسته سالم به زمین خواهد افتاد.اما سوالاتی وجود دارد  مثل اینکه «آیا نسل های آینده CD خاون خواهند داشت؟» یا اینکه «آیا انسانی در 52001 وجود خواهد داشت؟»

فیلیپ گفته است که «کپی ای از  پیام ها بعد از قرار گرفتن ماهواره در مدار منتشر خواهد شد» همچنین گفته است که «جمع آوری پیا مها  از سرتاسر جهان به مراتب  دشوارتر از ساخت کپسول است».

از منظری دیگر نیز ارزش این پیام هاست که آیا اکثر این پیام ها قابلیت حمل دل مشغو لی های بشر امروز را برای آیندگان خواهند داشت؟

کوئین[2] یکی از دست اندر کاران می گوید:«چقدر طول خواهد کشید تا نسل های آیندهی ما دیسک های شیشه ای را رمز گشایی کنند؟یک روز یا یک هرز سال.ما هر گز نمی دانیم»

 

پیوند

www.keo.org

 

منابع:

www.space.com                                              www.findarticles.com

 

پی نوشت ها:

1- Jean-Marc Philippe   2-Quinn

 

 

 

 

منتشره در: ماهنامه اطلاعات علمی- شماره 355- فروردین 1388- صفحه 79



 

 

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 |

خورشیــــــد مـــــــا

مجتبي تعطف طولي

عضوآماتورانجمن نجوم

دونوع مهم از فعاليت هسته اي وجود دارد:شكافت هسته اي،هم جوشي هسته اي.

خورشيد مركز منظومه شمسي ما ستاره اي معمولي است كه بر اثر يك همجوشي هسته اي بوجود آمده است كه غالب ستارگان نيز بدين ترتيب متولد مي شوند.

همجوشي هسته اي :زمانيكه سحابيها كه ابرهاي گازي بين ستاره اي هستند متراكم تر مي شوند و بر اثر اين تراكم بخش مركزي آنها داراي گرانش بيشتري مي شود لذا با افزايش گرانش بخش متراكم آن داراي دماي بيشتري مي شود ،زمانيكه دماي اين نقطه به حدود ده ميليون درجه سانتيگراد رسيد همجوشي هسته اي رخ مي دهد و ستاره به حالتي پايدار دست مي يابد كه حاصل تبديل هيدرو‍ژن به هليوم است.همين تبديل هيدروژن به هليوم در بخش مركزي خورشيد موجب گرمايي شده كه منظومه شمسي ما را براي زندگي مناسب كرده است.

دانشمندان عمر خورشيد راتا بدين روز 6/4 ميليارد سال برآورد نموده اند . خورشيد 8/99 درصد از جرم منظو مه شمسي را تشكيل داده.دماي سطحي خورشيد حدود 15 ميليون درجه سانتيگراد است و جالبتر اينكه بخش هاي سطحي تر خورشيد دمايي بالاتي از بخش مركزي تر آن دارند.

خورشيد از چندين بخش تشكيل شده كه به ترتيب از سطح عبارتند از:تاج،فام سپهر،شيد سپهر،بخش همرفتي،بخش تابشي،هسته.

خورشيد همچنين از لكه ها يي تشكيل شده كه به شكل لكه هايي تاريك روي آن قرار دارند و علت اصلي تاريك ديدن شدن آنها پايين بودن دماي آنها نسبت به ساير بخش هاي آن است.اندازه ي يك لكه متوسط خورشيد حدود دو برابر زمين است.لكه ها حدود1500 درجه سانتيگراد سردتر از ديگر مناطق شيد سپهراند.و آرايش آنها با مغناطيس خورشيد در رابطه است و حتي اين لكه ها بر ماهواره ها و امواج ابزار انسان اثر مي گذارند.كوچكتريم لكه هاي خورشيدي منافذ ناميده مي شوند.بزرگترين لكه ها براي چند هفته عمرمي كنند.تغيير لكه ها حدودا هر يازده سال رخ مي دهد كه توسط منجم آماتور آلماني هينريش شواب كشف شد كه چرخه ي لكه هاي خورشيدي خوانده مي شود.با افزايش تعداد لكه هاي خورشيدي فعاليت مغناطيسي خورشيد نيز به حداكثر مي رسد.اين فرآيند ها بر اوضاع مغناطيسي زمين و آب و هواي زمين هر چند ده سال تغييراتي مي گذارند.دانشمندان پيش بيني كرده اند با طولاني شدن دوره ي خورشيدي دماي زمين كاهش خواهد يافت.

خورشيد همچنين از بخش هايي نظير پلاژها،زبانه ها،رشته ها و... تشكيل شده است.

همچنين شيد سپهر خورشيد با نقاط روشني پوشيده شده كه دانه خوانده مي شوند.هر دانه حدود 1500 كيلومتر قطر داشته و با حاشيه اي تيره از ديگري جدا مي شود.خورشيد اگرچه داراي نوري است كه ممكن است پرتوهاي آن براي انسان مضر باشد اما وجود جو زمين مانند حفاظي است كه زمين را از اين پرتوهاي مضر مصون مي دارد.

خورشيد تا حدود 5 ميليارد سال ديگر نيز به همين صورت خواهد درخشيد اما با كاهش ذخيره ي هيدروژن در هسته ي آن مانند هر ستاره ي ديگري از حالت خود خارج شده و پيرامون خارجي آن منبسط مي شود و خورشيد بسيار بزرگ مي شود تا جايي كه ممكن است قطر آن به اندازه ي مدار زمين گسترش يابد.همراه با اين فرآيند و كمبود هيدوژن انرژي آزاد شده آن كم شده و دماي سطحي آن نيز كاهش مي يابد و به مرحله غول سرخي مي رسد.خورشيد بعد از آن مراحل پاياني عمر خود را مي گذراند و سپس به كوتوله ي سفيد تبديل مي شود.در اين مرحله خورشيد بسيار چگالتر مي شود تا جايي كه گفته مي شود حتي تكه اي از خورشيد به اندازه ي يك حبه قند بيش از نيم تن وزن خواهد داشت.پس از چند ميليارد سال كوتوله ي سفيد نيز آخرين نفس هاي خود را كشيده و مقدار كم انرژي باقي مانده خود را از دست مي دهد و ديگر نوري نخواهد داشت و به يك كوتوله ي سياه مبدل مي گردد.اگر خورشيد ما كمي داراي جرم بزرگتري مي بود داراي سرنوشت ديگري مي شد و با انفجاري اَبـَرنواختري به عمر خود پايان مي داد.در انفجاراَبــَر نواختري در طي چند روز به درخشندگي چشم گيري مي رسيد و سپس منفجر ميشد و پايان مي يافت.



منتشره در: ماهنامه اطلاعات علمي- دي ماه 1387- صفحه 57

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |

اگر ماه نصف آنچه كه هست مي بود چه اتفاقي براي زمين مي افتاد؟

نيل اف.كامينز1 استاد دانشگاه فيزيك و اخترشناسي دانشگاه مين اورنو شرخ مي دارد كه چرا زمين با يك ماه نصف  و نيمه با مخلوقات درشت چشم كه هرگز زيبايي يك ماه گرفتگي كامل را درك نمي يابند مملو خواهد شد.

                                                                                                                 منبع:www.sciam.com

                                                 ترجمه:مجتبي تعطف طولي

ما ماه را براي خود گرفته ايم اما اگر نزديكترين همسايه ماكه 5/4 ميليارد سال پيش در يك تصادم شكل گرفت تنها به نيمي از حجم كنوني خود دست يابد زمين مكاني متفاوت خواهد بود. در واقع،شايد حتي براي اينكه تحسين اش كنيم هم وجود نداشته باشيم.

بيائيد با گرفتگي ماه و خورشيد شروع كنيم.دريكي از همايندي هاي كيهاني غريب،ماه ما درست بين زمين و خورشيد براي  قطرخود به منظور گرفتن جلوي خورشيد در طي يك خورشيد گرفتگي كامل قرار مي گيرد كه مورد بعدي آن هم قرار است روز جمعه اول آگوست 2008 اتفاق بيفتد.

اما اگر ماه تا اندازه نصف حجم كنوني رشد مي كرد چه اتفاقي مي افتاد؟نيمه ماه ما تركيبي از صخره به اندازه ي ماه واقعي چگال مي بود كه بازهم 80 درصد بزرگي ماه كامل مي شد.(بر اساس رابطه بين حجم كره و شعاع كه در دبستان فرا گرفته ايد).

غالب خورشيد گرفتگي ها سالانه رخ مي دهند.بدين معني كه ماه فقط جلوي خورشيد را گرفته و بنظر مي رسد كه خورشيد با حلقه اي از نور خورشيد ساخته شده باشد.گرفتگي هاي سالانه بطور متوسط هر سه يا چهار سال يكبار رخ مي دهند.گرفتگي هاي كامل تقريبا هر سال يكبار رخ مي دهند.در فاصله ي كنوني آن از زمين اگر ماه 80 درصد اندازه ي كنوني اش بود،امكان وقوع گرفتگي كامل وجود نداشت و فقط مي توانست نوع ساليانه اش رخ دهد.

ماه كم حجم تر همچنين نسبت ماه واقعي نزديكتر به زمين مي چرخيد(اين يعني اينكه گرفتگي هاي كلي هنوز مي توانند اتفاق بيفتند اگر چه ماه نيم حجم بايد 20 درصد نسبت به آنچه ماه واقعي هم اكنون است به زمين نزديكتر باشد اما مستلزم هم آيندي اي در اوج يك هم آيندي ديگر است)ماه حقيقي در فاصله ي ميانگين 238600 مايلي(384000 كيلومتري) مي چرخد اما هر ساله حدود 6/1 اينچ(چهار سانتي متر) از زمين دورتر مي شود.اما دليل اش چيست؟كشندهاي اقيانوسي!

گرانش ماه كه تركيبي از رقص زمين و ماه دور خودشان است آنها را با دو كشندشديد همزمان به داخل يك شكل بيضوي مي كند.يكي از اين كشندهاي دريايي شديد در سطح زمين مقابل ماه قرار دارد درحاليكه كشند شديد ديگر درست مقابل آن در آن سوي دنياي ما واقع شده است،چراكه زمين در مقايسه با ماهي كه به دور ما مي چرخد خيلي سريعتر است.سياره ما كشندهاي دريايي شديد را نزديك به ماه وكمي هم جلوي آن مي كشد.

كشش گرانشي آب روي ماه متعاقب، انرژي را در آن افاضه مي دارد.اين موجب مي شود كه كمي بيشتر با هر چرخش دور زمين به طرف خارج از مدار خود پيچ بخورد(هر حركت انتقالي ماه حدود 5/29 روز طول مي كشد).اگر ماه نصف اندازه كنوني اش بود، كشندهاي دريايي بهمان نسبت كوچكتر بوده و انرژي كمتري به آن افاضه مي كردند.با عرضه آن به ماه يعني اينكه انرژي كمتري براي دور كردن آن از زمين احتياج است،در نتيجه يك كشند دريايي تقريبا شديد، آب كمتري نسبت به كشند دريايي شديد را شامل مي شود و لذا حجم كمتري براي تاثير گذاري مدار ماه نيم پينتي2 خواهد داشت.

انرژي ماه از حركت وضعي زمين تامين مي شود و براي ايجاد موازنه، سياره ما سرعتش در حال كاهش است.به عبارت ديگر،روزها دارند بلندتر مي شوند.زمين شناسان بر اين باورند كه يك روز زميني در اصل پنج يا شش ساعت طول داشته است.اگر ماه حجم كمتري مي داشت،با ايجاد اصطكاك كمتري روي زمين ،سياره ما خيلي هم سرعتش كم نمي شد و روز شايد 15 ساعت طول داشت.

كشندهاي ضعيفتر(ِ ماه نصفه)هم موجب فرسايش كمتري از زمين هاي وسيع نسبت به چند ميليارد سال پيش خواهد داشت و خطوط ساحلي قاره ها هم كاملا براي آنها متفاوت به نظر خواهد رسيد.مواد معدني و جامدات كمتري از زمين كه به داخل اقيانوس فروسشت مي شوند هم ممكن است تاثيراتي عميق بر اساس حيات داشته باشند.برخي از تركيبات زيستي(كربن اساس) كه زندگي بنيادي دارند  ممكن نيست آن را به امواج شكسته خاستگاهي اقيانوسها رخ كرده باشند كه امتنان هاي كمتري به كشندهاي كاهش يافته را گرفته است.

حيات فرضي  هنوز برخاسته است و با عصر يخبندان  بعلاوه ي گسيخت هاي گرم در رقابت اند.قمرهاي بزرگ، سيارات را ثابت مي سازند.مريخ كه فقط دو قمر كوچك دارد بر روي محور مدارهايش بسيار پرجنب و جوش است و در نتيجه نوسانات شديد اقليمي و تغييرات دمايي فصلي بزرگي به نسبت زمين دارد.بدون يك ماه كامل كه ما را استوار نگاه مي دارد زندگي بر روي كره زمين افت و خيزهاي فصلي بزرگي را تجربه مي كند.

سيماي حيات به واقع تيره خواهد بود.ماه كوچكتر مي تواند شبيه آفتابي پراكنده در شب هنگام باشد درست مثل مهتابي  كه شبانگاهان تاريكتري را رقم مي زندو  هرآنچه حيات مي سازد براين زمين تغيير يافته نمو مي كندو چشماني بزرگتر يا حساستر را براي كمك به آنها به منظور هدايت، تلاش و توليد مثل در شب ،زير اين فروزش تقليل يافته به بار خواهد آورد.

 

 

 

پي نوشتها:

1-Neil F.Comins : نويسنده ي چندين كتاب از جمله«اگر ماه وجود نداشت چه اتفاقي مي افتاد؟»،«سفر به زمين هايي كه ممكن است وجود داشته باشند،خطاهاي آسماني»،«تصوراتي غلط در مورد طبيعت حقيقي جهان وخطرات سفرهاي فضايي»،«راهنماي گردشگران» مي باشد،او در دانشگاه ماين اورونو مشغول تدريس اخترشناسي است و عليرغم  شيدايي قمري اش، خود قسم مي خورد كه ماه زده نيست.

2- واحد حجم معادل يک هشتم گالن

 

 

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 |

كهكشانها چگونه رشد مي كنند؟

منبع:www.sciencedaily.com

ترجمه:مجتبي تعطف طولي

اختر شناسان چندين كهشكان بزرگ را در فعاليت ادغام حدود 4 ميليارد سال پيش در اختيار گرفته اند.اين كشف با تركيب قدرت بهترين تلسكوپ هاي زميني و فضايي محقق شده است كه فقط از نظريه ي چگونگي شگل گيري كهكشانها حمايت مي كنند.

كهكشانها چگونه شكل مي گيرند؟قابل قبول ترين پاسخ براي اين پرسش اساسي عبارتست از «شكل گيري مرحله اي» كه قدم به قدم طي فرآيندي كه كهكشانهاي كوچك براي ساختن يك كهكشان بزرگ ادغام مي شوند اتفاق مي افتد.ممكن است شخصي به چگونگي شكل گيري كهكشانها در شيوه اي شبيه به چگونگي ادغام بخار در آب براي تشكيل روخانه ها بيانديشد و به اينكه اين رودخانه ها چگونه حتي براي تشكيل رودخانه اي بزرگتر در هم مي آميزند.اين نمونه نظري پيش بيني مي كند كه كهكشانهاي بزرگ از طريق حوادث ادغامي طول حياتشان رشد مي كنند.

براي پاسخ به اين پرسش ها،اختر شناسان ،كهكشانهاي بزرگ را در خوشه ها و  تعداد مساوي اي از شهرهاي مملو از كهكشان مطالعه مي كنند.كيم ون تري1  از دانشگاه زوريخ سوئيس كه هدايت اين پژوهش را در اختيار دارد مي گويد:« حتي روشنترين كهكشانهايي كه اساسا در طول چند ميليارد سال اخير رشد كرده اند هم قويا بحث انگيز اند.مشاهدات ما نشان مي دهند كه در اين زمان، اين كهكشانها 50 درصد از لحاظ حجم افزايش يافته اند»

اختر شناسان كاربرد مجموعي از تلكسوپ ها و ابزار آلات ديگر شامل تلسكوپ بسيار بزرگ ESL يا (VLT) و تلسكوپ فضايي هابل را براي مطالعه ي كهكشانها با جزئيات بيشتر كه در چهار ميليارد سال دورتر از ما قرار گرفته اند عملي ساخته اند.اين كهكشانها در سامانه اي فوق العاده كه از چهار گروه از كهكشانها كه به داخل يك خوشه جمع مي شوند قرار گفته اند.

به ويژه،اين گروه عكسهايي را با VIMOS  و طيفهايي با FOR2 گرفته اند كه هر دو ابزار روي تلسكوپ بسيار بزرگ قرار دارند.

روشن ترين كهكشانها در هر گروه بين 100 تا 1000 ميليارد ستاره را شامل مي شوند.تعدادي كه به آنها  اين امكان را مي دهد تا بتوان آنها را با حجيم ترين كهكشانهايي كه متعلق به خوشه ها هستند مقايسه كرد.

ترن ميگويد:«عجيب تر اينكه در سه تا از اين چهار گروه،روشن ترين كهكشان هم يك كهكشان نديم(همراه )دارد.اين جفت كهكشان ها خودسامانه هاي ادغامي مي باشند»

روشن ترين كهكشان در هر گروه مي تواند در يك دسته ي زماني طبقه بندي شود كه نشان مي دهد كهكشانهاي درخشان چگونه با استفاده از ادغام،براي رشدشان تا همين اواخر كه در 5 ميليارد سال اخير قرار دارد دوام آورند. اين امرچنين مي نمايد كه با توجه به آخرين مرحله ي اين «همنوع خواري كهكشاني»،كهكشانهاي روشن حداقل 50 درصد بزرگتر مي شوند.اين كشف اعتباري بي تا و قوي از شكل گيري مرحله اي ارائه مي دارد،چنانكه درهر دو اجتماع خوشه اي و كهكشان هم آشكار بودند.

ترن چنين نتيجه مي گيرد كه:«ستاره ها در اين كهكشان ها پيرند،از اين رو نتيجه مي گيريم كه ادغام اخير،نسل جديدي از ستارگان را بوجود نياورده چرا كه بيشتر ستاره هاي اين كهمشانها حداقل 70 ميليارد سال پيش متولد شده اند.»

1.Kim-Vy Tran

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |
آيا مي دانيد 90 درصد بدن ما فضاي خالي است؟
مجتبي تعطف طولي

شايد شما هم از چگونگي منظومه شمسي و چرخش ستارگان به دور خورشيد آگاه باشيد و بدانيد كه اتم نيز ساختار شبيه بدن دارد.يعني در يك اتم پروتون ها و نوترون ها دور هسته ي اتم مي چرخند.اين چرخش از يك جانبه بين پروتون ها و نوترون ها با هسته بوجود آمده و فضاي بين آنها خالي است.
بدن ما نيز از ميلياردها اتم تشكيل شده است كه با اين ساختار نمو مي كنند.حال اگر دست به محاسبه بزنيم خواهيم كه 90 درصد بدن ما فضاي خالي است كه فاصله ي بين نوترون ها پروتون ها در يك اتم انباشته اند.دانشمندان اين مقدار را بسيار بيشتر و حدود99 درصد مي دانند.اين مثل اين است كه بگوييد 99/9 درصد صفات ژنتيكي در همه انسان ها مشترك است و فقط يك دهم درصد است كه باعث چنين تفاوت هايي در انسان ها مي شود.با آن كه عجيب است ولي حقيقت دارد.

ماهنامه اطلاعات علمي-شماره348،شهريور87
نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 |

آياموجودات فرا زميني وجوددارند؟

                                                                  مجتبي تعطف طولي

                                                                عضو آماتورانجمن نجوم

بحث در مورد موجودات فرازميني مساله است كه ذهن بشر را از دير باز تاكنون به خود مشغول داشته است.همواره بشر در پي پرواز و نگر خود از ورا و فرا بوده و همين امر موجب شده تا انسان دنبال پرواز در آسمان باشد.زماني كه بشر توانست به فناوري ساخت هواپيما و كشف نيروهاي ديناميكي باد،فشار هوا،جاذبه و... دست يابد بسياري از رازها بر وي هويدا شد و انسان با اين آرزو كه بتواند روزي روي يك كره ،سياره يا ستاره قدم بگذارد قدم در دنياي شگفت انگيز فضا گذاشت.

يكي از دغدغه هاي اساسي كه هنوز هم دانش بشر نتوانسته بدان پاسخي صريح و قانع كننده دهد وجو يا عدم وجود موجودات فرا زميني باهوش در ساير سيارات و در كل  پهنه ي كائنات است.

دانشمندان با فرض اينكه بتوانند امواجي از ساير موجودات بگيرند تلسكوبهايي را طراحي نموده اند تا بتوانند بوسيله ي آن امواجي را به پهنه ي كائنات و داخل كهكشانهاي ناشناخته ساتر كنندتاشايداگرموجودي در وراي زمين بود بتواند به امواجي كه از زمين مي رسد پاسخ گويد و همچنين اين دانشمندان در حال ارسال امواجي هستندكه شايد موجودات هوشمند فرازمين با دريافت آنها بتوانندآنها را رمزگشايي كرده وبفهمندكه اين امواج ازطرف موجودات هوشمند ديگري فرستاده شدند.

يوفوها ياموجودات فرازميني موجوداتي هستندكه تصورمي شود هراز چندگاهي براي مقاصد نا مشخص به سياره خاكي ما زمين سفر مي كنند.البته با مراجعه به عقل و البته با توجه به افكار عمومي ونظريات اكثر دانشمندان اين گونه موجودات نمي توانند وجود داشته باشند اما در اين دانشمندان بسياري هم هستند كه با دليل و مدرك نظرياتي را مطرح ساخته اند كه نمي تواند آنها را كاملا رد كرد و نه آنها را كاملا قبول كرد.بعنوان مثال باجستجو در مورد موجودات فرازميني گاه با مدارك و شواهدي بر مي خوريم كه مربوط به صدها وهزاران سال پيش است .مثلا تصاويري را روي ديواره غارها مي بينيم كه توسط انسانهايي كه هزاران سال پيش زندگي مي كردند و هيچ نشاني از تمدان نداشتندكشيده شده و موجودي را نشان مي دهدكه با لباس شبيه لباس فضانوردان با  سفينه اي  شبيبه بشقاب پرنده سوار شده است و يا در تصاويرقديمي اي كه از حضرت مريم وحضرت عيسي كشيده شده تصاويراجرامي شبيه بشقاب پرنده كه در آسمان مي چرخند به چشم مي خورد و حتي بر روي سفالينه هاو ظروف انسانهاي باستان موجوداتي شبيه انسان كه سوار بر جسمي شبيه بشقاب با يك لعاب شيشه اي گردروي سرشان مي توان ديد.آيا نميتوان واقعا به اين ها مشكوك بود؟

مورد بعدي در زمينه ي تمدن هاي ابتدايي است كه در آن زمان هاي دور كه نه علم رياضي و نه علم مهندسي پيشرفتي داشت ولي درعوض ساختمانها،ابزارو آلاتي ساخته شده بود كه حتي دانش امروزه بشر نيز قادر نيست چيزي به مانند آنها خلق نمايد.نظير اهرام سه گانه مصر كه علاوه بر اينكه از لحاظ ساخت خارق العاده مي نمايد ،بهمين ترتيب در خود تصاويرو جيزهايي داردكه هربينندهاي را به حيرت وا مي دارد.

درکهکشان ما یاهمان کهکشان راه شیری حدود صد میلیارد ستاره و سیاره وجوددارد و در کل پهنه ی کائنات حدود چهار میلیارد کهشکان وجود دارد.بشر تا کنون نتوانسته حتی به سیاره های دیگری جز یکی دو مورد سفر کند.پس آیا تصور اینکه در عالمی به این وسعت موجودات دیگری نباشند و فقط این جهانب رای بشرآفریده شده باشد احمقانه نیست؟

 

 

ادامه درچندروزآينده اضافه خواهد شد.

 

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در سه شنبه چهارم تیر 1387 |

خورشیــــــد مـــــــا 

                                                                                                      مجتبي تعطف طولي

عضوآماتورانجمن نجوم 

دونوع مهم از فعاليت هسته اي وجود دارد:شكافت هسته اي،هم جوشي هسته اي.                           

خورشيد مركز منظومه شمسي ما ستاره اي معمولي است كه بر اثر يك همجوشي هسته اي بوجود آمده است كه غالب ستارگان نيز بدين ترتيب متولد مي شوند. 

همجوشي هسته اي :زمانيكه سحابيها كه ابرهاي گازي بين ستاره اي هستند متراكم تر مي شوند و بر اثر اين تراكم بخش مركزي آنها داراي گرانش بيشتري مي شود لذا با افزايش گرانش بخش متراكم آن داراي دماي بيشتري مي شود ،زمانيكه دماي اين نقطه به حدود ده ميليون درجه سانتيگراد رسيد همجوشي هسته اي رخ مي دهد و  ستاره به حالتي پايدار دست مي يابد كه حاصل تبديل هيدرو‍ژن به هليوم است.همين تبديل هيدروژن به هليوم در بخش مركزي خورشيد  موجب گرمايي شده كه منظومه شمسي ما را براي زندگي مناسب كرده است.

دانشمندان عمر خورشيد راتا بدين روز 6/4 ميليارد سال برآورد نموده اند .  خورشيد 8/99 درصد از جرم منظو مه شمسي را تشكيل داده.دماي سطحي خورشيد حدود 15 ميليون درجه سانتيگراد است و جالبتر اينكه بخش هاي سطحي تر خورشيد دمايي بالاتي از بخش مركزي تر آن دارند.     

خورشيد از چندين بخش تشكيل شده كه به ترتيب از سطح  عبارتند از:تاج،فام سپهر،شيد سپهر،بخش همرفتي،بخش تابشي،هسته.               

خورشيد همچنين از لكه ها يي تشكيل شده كه به شكل لكه هايي تاريك روي آن قرار دارند و علت اصلي تاريك ديدن شدن آنها پايين بودن دماي آنها نسبت به ساير بخش هاي آن است.اندازه ي يك لكه متوسط خورشيد حدود دو برابر زمين است.لكه ها حدود1500 درجه سانتيگراد سردتر از ديگر مناطق شيد سپهراند.و آرايش آنها با مغناطيس خورشيد در رابطه است و حتي اين لكه ها بر ماهواره ها و امواج ابزار انسان اثر مي گذارند.كوچكتريم لكه هاي خورشيدي منافذ ناميده مي شوند.بزرگترين لكه ها براي چند هفته عمرمي كنند.تغيير لكه ها حدودا هر يازده سال رخ مي دهد كه توسط منجم آماتور آلماني هينريش شواب كشف شد كه چرخه ي لكه هاي خورشيدي خوانده مي شود.با افزايش تعداد لكه هاي خورشيدي فعاليت مغناطيسي خورشيد نيز به حداكثر مي رسد.اين فرآيند ها بر اوضاع مغناطيسي زمين و آب و هواي زمين هر چند ده سال تغييراتي مي گذارند.دانشمندان پيش بيني كرده اند با طولاني شدن دوره ي خورشيدي دماي زمين كاهش خواهد يافت.                                                                                           

خورشيد همچنين از بخش هايي نظير پلاژها،زبانه ها،رشته ها و... تشكيل شده است.  

همچنين شيد سپهر خورشيد با نقاط روشني پوشيده شده كه دانه خوانده مي شوند.هر دانه حدود 1500 كيلومتر قطر داشته و با حاشيه اي تيره از ديگري جدا مي شود.خورشيد اگرچه داراي نوري است كه ممكن است پرتوهاي آن براي انسان مضر باشد اما وجود جو زمين مانند حفاظي است كه زمين را از اين پرتوهاي مضر مصون مي دارد.      

 

خورشيد تا حدود 5 ميليارد سال ديگر نيز به همين صورت خواهد درخشيد اما با كاهش ذخيره ي هيدروژن در هسته ي آن مانند هر ستاره ي ديگري از حالت خود خارج شده و پيرامون  خارجي آن منبسط مي شود و خورشيد بسيار بزرگ مي شود تا جايي كه ممكن است قطر آن به اندازه ي مدار زمين گسترش يابد.همراه با اين فرآيند و كمبود هيدوژن انرژي آزاد شده آن كم شده و دماي سطحي آن نيز كاهش مي يابد و به مرحله غول سرخي مي رسد.خورشيد بعد از آن مراحل پاياني عمر خود را مي گذراند و سپس به كوتوله ي سفيد تبديل مي شود.در اين مرحله خورشيد بسيار چگالتر مي شود تا جايي كه گفته مي شود حتي تكه اي از خورشيد به اندازه ي يك حبه قند بيش از نيم تن وزن خواهد داشت.پس از چند ميليارد سال كوتوله ي  سفيد نيز آخرين نفس هاي خود را كشيده و مقدار كم انرژي باقي مانده خود را از دست مي دهد و ديگر نوري نخواهد داشت و به يك كوتوله ي سياه مبدل مي گردد.اگر خورشيد ما كمي داراي جرم بزرگتري مي بود داراي سرنوشت ديگري مي شد و با انفجاري اَبـَرنواختري به عمر خود پايان مي داد.در انفجاراَبــَر نواختري در طي چند روز به درخشندگي چشم گيري مي رسيد و سپس منفجر ميشد و پايان مي يافت.

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 |

قانون جذب

مجتبی تعطف طولی

=========================================

چند زمانی است که در بین محافل و بین صاحب نظران عرصه ی روانشناسی و فلسفه و علوم ما بعدالطبیعه(متا فیزیک) و اخیرا در فیلم (راز)قانونی مطرح می شود بنام (قانون جذب/جاذبه) که در واقع این قانون بر افکار آدمی مافوق بر اعمال آن تاکید دارد.

قانون جذب می گوید ماآنچه را  جذب می کنیم که بیشترین فکر را به آن داریم و بر این نکته تاکید دارد که اگر بخواهیم به خواسته ای دست یابیم اگر همه افکار منفی را کنار زده و مطمئن باشیم که بدان خواهیم رسید این امر تحقق خواهد یافت.

به نظر این قانون مهمترین چیز در هر امری آن اندیشه ای است که نسبت به آن چیز داریم.اگر چیزی را در ذهن داریم و می خواهیم بدان دست یابیم نباید به جنبه های منفی ای که ممکن است ما را از نیل به آن هدف باز دارد بیاندیشیم.

بزرگترین دانشمندان و افراد موفق این قانون را به کار گرفته اند چرا که اگر به زندگی دانشمندان و اختراع ها توجه کنید با یک چیز شگفت انگیز مواجه خواهید شد و آن اینکه اکثر دانشمندان به این اختراعات به طور تصادفی دست یافته اند.

زمانی که ما با کسی  یا چیزی چه دور و چه نزدیک ارتباط داریم مغز ما شروع می کند به ساتر کردن امواجی در کل جهان هستی و همه ی کائنات این امواج را زمانیکه با ما مواجه می شوند دریافت می کنند.اگر ما امواج مثبتی از خود بفرستیم کنش ما واکنش مثبت دیگران را در پی خواهد داشت.

فرض کنید زمانیکه می خواهید با کسی ارتباط برقرار کنیم اگر بیاندیشیم که ممکن است طرف مقابل ما را طرد کند یا از ما خوشش نیاید یا نخواهد به ما رو نشان دهد به احتمال قوی با این برخورد مواجه خواهیم شد چرا که از یک جهت این امواج را به کائنات ارائه  داده ایم و از جهتی دیگر این حسی که در درون خود داریم در چهره ی ما نمایان خواهد بود.

انسان های خوشبین همواره در زندگی خود موفق اند.اگر ما در حالیکه در عین فقر حس کنیم ثروتمندیم روزی به آن نقطه خواهیم رسید اما اگر ما از این بترسیم که برای آینده ی خود برخی چیز ها را از زندگی خود حذف کنیم تا به یک هدفی برسیم موفق نخواهیم بود چرا که با حذف این عناصر از یک جهت به آنها و کائنات خوشبین نبوده ایم و از یک جهت امواج منفی خود را نسبت به آنها ساتر کرده ایم که ممکن است در تمام جهان هستی نفوذ کند.

قانون جذب به ما می گوید اگر چیزی را می خواهیم نباید هیچگونه محدودیتی برایش در ذهن خود قائل شویم.ما به واقع با ایجاد برخی سد هایی که در مقابل نیل به اهدافمان در ذهن خود می سازیم مانع از رسیدن خود به آن هدف می شویم.

قانون جذب از منظری دیگر همسو با اندیشه هایی افرا دو دانشمندان بسیاری است که تاکید دارند ما در زمان حال زندگی کنیم.این افراد می گویند گذشته دست یافتنی نیست و نمی توان آن را تغییر داد و آینده را نمی توان به دلخواه تغییر داد.بنابر این بهترین گزینه این است که زمان حال را به دلخواه خود بسازیم.اگر از زمان حال لذت ببریم آینده بر مراد دل ما خواهد بود.جذب به ما می گوید اگر با کائنات لج کنیم جهان هستی با ما لج خواهد کرد.

زمانی که ما در بدترین شرایط بتوانیم حال خوبی داشته باشیم کائنات به ما لبخند خواهد زد.

فرض کنید یک روز صبح که از خواب پا می شوید همه چیز باشما لج می کند اگر قرار باشد اینگونه احساس کنید روز شما تلف خواهد شد اما اگر با عینک خوشبینی بدان بنگرید همه چیز بر وفق مراد خواهد بود.

آنچه در واقع بر ما اثر می گذارد همه نیروی درونی ما یعنی اندیشه و طرز برخورد ما با هر چیزی است

 

 

تــــــــــــله پــــــــاتی

تله پاتی ذهنی انسان با تمام هستی این امکان را به وی بخشیده است تا بتواند به کمک آن یکی از پیچیده ترین موجودات پهنه ی عالم باشد باشد.

 

انسانهایی که دارای بهره ی هوشی بالاتری هستند در ارتباط با دیگران می توانند امواج بیشتری را از کائنات کسب کنند چنانکه دانشمندان با اسکن مغری اینشتین تواسته بودند دریابند که وی امواج بیشتری را از عالم کسب می کند.افراد باهوشتر در مقابل دروغ گویی افراد بدون فاصله متوجه می شوند اگر چه به روی خود نیاورند.

الکتریسیته موجود در مغز انسان بسیاری از فعالیت را را در مغز انسان انجام می دهد که آگاهی از آنها برای دانشمندان تا به امرورز کشف نشده و قدرت این نیرو به حدی است که می تواند یک لامپ ۱۰۰ را بیفروزد.

هر سلول مغز انسان قابلیت ذخیره سازی خیل عظیمی از اطلاعات را دارد و میلیون ها سلول موجود در مغز انسان قابلیت خارق العاده ای را به این موجود واقعا عجیب بخشیده است.

تله پاتی حتی در برخی موارد از بعد محدود زمان فراتر رفته و در گذشته و آینده می تواند سیر کند و شاید این امر سند دیگری باشد بر نظریه ی زمان - فضا و نسبیت و رویاهای صادقانه ای که انسان در برخی موارد می بیند در وقعا نوعی رهایی روح از بدن است.در واقع زمانیکه ما در رویا کسی را ملاقات می کنیم روح ما دو فرد با هم ملاقات دارند.این امر نیز می تواند بر متافیزیک قانون جذب صحه بگذارد.

قانون جاذبه بدون تله پاتی ناقص است و تله پاتی بخش ویژه ای از آن است.

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 |

سفر در زمان

مجتبي تعطف طولي

 

بشر از دير باز با نگاه به ستاره ها و سيارات به انديشه درباره ي اينكه اين اجرام چيستند و از كجا آمده اند مي پرداخت و از آن جايي كه آگاهي كافي در مورد آن ها نداشت داستان ها و  حرفهايي براي قانع كردن خود مي ساخت.آنان با اينكه هيچ اطلاعي از اين مكان نا شناخته نداشتند اما افرادي بين آنها به انديشه در اين موارد مي پرداختند و همين امر موجب گشت تا دانش بشر در اين زمينه تدريجن پيشرفت كند.

با گذشت قرون و زمان هاي فراوان از پيدايش بشر روي كر ه ي خاكي ذهن بشر به اين سو  متمايل شده است كه شوند(دليل) بستگي بشر در درون اين زمان كوتاه عمر چيست؟آيا بشر مي تواند از گذشته و آينده ي خود اطلاع يابد؟

براي پاسخ گفتن به اين پرسش ها حتي در زمان هاي كهن نيز افرادي به طالع بيني مي پرداختند و يا به قولي دست به دامن فضا مي شدند اما براستي چه رابطه اي بين فضا و زمان وجود دارد!؟

به نظر دانشمندان جهان ما به شكل يك مخروط دوّار است كه از زمان پيدايش تا به حال به شكل انبساطي به سمتي در حركت است.و اين روند با رعتي مشخص صورت مي پذيرد و انبساط جهان اين موضوع را به اين شكل مطرح مي سازد كه:

قبل از پيدايش جهان فقط عدم بود و هيچي و نمي توان گفت چيزي وجود داشت و بر اثر يك انرژي و انفجار كه به انفجار بزرگ معروف است جهان شكل گرفت.جهان در ابتدا بسيار كوچكتر بود و به تدريج خود را گشترش داد.

با وقوع انفجار نوترون ها و پروتونها در جهان بسيار كوچك به وجود آمد و با چرخش پروتون و نوترون دور هسته و وجود هليوم جهان شكل گرفت.هليوم در واقع اصلي ترين ماده ي دخيل در پيدايش جهان است كه امروزه نيز ۳۰ درصد در جهان هليوم موجود است كه به نوعي نظريه ي انفجار بزرگ را تصديق مي كند.

انبساط به گسترش جهان  كه هر لحظه در حالت وقوع است گفته مي شود و مي گويند بعد از انبساط جهان آرام آرام به كندي مي انجامد چنانكه امروزه دانشمندان معتقدند انبساط جهان در ابتدا بسيار سريع تر از آنچه امروزه داريم بوده.بعد از كندي انبساط جهان انبسا ط متوقف شده و برگشت صورت مي پذيرد يعني آنچه منبسط شده است به شكل برگشتي جمع مي شود و سپس جهان كوچكتر مي شود.

البته توضيح اين امر براي كساني كه  اين امر را كمتر مورد مطالعه قرار داده اند كمي دشوار به نظر مي رسد.

 

اما سفر در زمان:

با توجه به اينكه ما از چگونگي جهان به طور كامل آگاه نيستيم نمي توانيم به طور قطع اظهار نظر كنيم ولي نظريه هايي كه در مورد زمان و كميت و كيفيت آن ارائه شده به روشن شدن انديشه ها ي بشر در مورد زمان و كميت آن كمك شاياني كند

يكي از نظريه هاي مشهور در اين مورد نظريه ي نسبيت اينيشتين است كه زمان را  در فضا خلاصه مي كند .

big bang

در حقيقت زمان چيزي نيست جز يك كميت بي ارزش كه فقط مي توان براي كارهاي روزمره درمنظومه شمسي خودمان از آن استفاده كنيم.نظريه ها جديد مي گويند كه اگر ما بتوانيم با شتابي سريعتر از نور حركت كنيم در واقع مي توانيم به گذشته خود هرچند به شكل مبهم دست يابيم.در واقع از آنجا يي كه جهان در حال انبساط است بنابر اين با حركت سريعتر از منوال حركت انبساط مي توان به گذشته دست يافت.

البته اين نظريه به طور كامل اثبات نشده و بسياري بر آن ايرادهاي فراوان گرفته اند.

تصور كنيد كه ما در محلي خارج از منظومه شمسي در خلا قرار داريم و تلسكوپي بسيار قوي در اختيار داريم.با استفاده از قدرت اين تلسكوپ مي توانيم به پيدايش ستارگان و سيارات نگاه كرده و از آن ها عكس بگيريم اما اين چگونه امكان پذير است.

بعنوان مثال فرض كنيد داريم از روي زمين به ستاره اي نگاه مي كنيم آيا آن ستاره در حال حاضر با همان حالتي است كه مي بينيم يا اينكه آن ستاره در چند ساعت پيش آنگونه بوده و فاصله زياد ما با آن موجب شده تا نور آن دير تر به ما برسد و ما ان را دير تر ببينيم.درست است ما ان را دير تر مي بينيم.حال اگر  با تلكسوپي قوي به آن نگاه كنيم چطور؟بنابر اين مي توانيم آن را زودتر از چشم ببينيم به همان ترتيب اگر بشر بتواند به تلسكوپهاي قوي تري دست يابد خواهد توانست كه به پيدايش جهان به طور دقيق اطلاع پيدا كند چنانكه تلسكوب فضايي هابل توانسته از مرحله اي از پيدايي جهان عكس بگيرد.

پس اگر شايد ما در خلا با تلسكوپي قدرتمند قرار گيريم بتوانيم اين امر را تجريه كنيم.

از اينرو شايد آرزوي هميشگي بشر يعني سفر در زمان روزي به حقيقت نايد آيد.

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 |

سیاره ی دایناسورها

 

از:ضمیمه مجله ی National  Geograpgic,December2007

ترجمه:مجتبی تعطف طولی

 

زمانیکه دایناسورها ۲۳۰ میلیون سال پیش پدیدار شدند،زمین آماده ی یک تحول بزرگ بود.قحطی بزرگ دوره پرمیان رقیبان بسیاری را از صحنه به در کرده بود و توده ی اقلیمی ابر قاره پانگه آ را بوجود آورده بود که از قطبی به قطب دیگر امتداد داشت.پس از چندین میلیون سال از تکثیر دایناسورها،با محیط خاکی وفق یافت.تدریجا پانگه آ به سرزمین های وسیع گندوانا در جنوب و لوراسیا در شمال تجزیه یافته و دایناسورها را به دو جمعیت عمده تقسیم کرد که بدور از یکدیگر تا زمانیکه ۶۵ میلیون سال پیش به پایان کار خود رسیدند نمو کردند.بیشتر از ۵۵۰ گونه از دایناسورها نامگذاری شده اند و دانشمندان بر آورد می کنند که بیش از هزار گونه ی دیگر در انتظار یافته شدن می باشند.

 

گــــــــنـــــدوانـــــــــا

نیم کره ی جنوبی

«ماهیت های اندازه» به نظر می رسد که ریشه ی نژاد دستی تکاملی باشد که در جنوب آشکار شده اند.Sauropod (سوسمار پا)های گیاه خوار بزرگتر شدند و به عظیم الجثه هایی نظیر Paralalititan  که کمتر آسیب پذیر بودند منتهی گشتند.Theropod های گوشت خوار به اندازه ای به نوبت  رسیدند.هیولاهایی نظیر Caracharodontosarus از عهده ی  بزرگترین Sauropod ها بر آمدند. جنوب اکنون چنانکه دانشمندان فهم خود را از دایناسورهای غول پیکر و کوچکتری که در میان آنها زندگی می کردند غرب وحشی دیرینه شناسی است.

در مقایسه با نیم کره ی جنوبی به طور ناقص لمس شده است.

۱.PARALITITAN

یکی از بزرگترین جانواران خشکی تا بدین روز ابر سوسمار ۹۰ پایی ای در مصر یافته شده و در کانال های ساحلی رفت و آمد داشته،شاید در بالای شاه پسند های می چریده است.

۲.SPINOSAURUS

مستدلا بزرگترین درنده ی خشکی شناخته شده زمین است،در زیستگاه های ساحلی در آفریقای شمالی کمین می کرده و با دندان خمره مانند و چنگال هایش قادر به پاره کردن شکارهای بزرگ بود.

۳.AFROVENATOR

داندان ها و چنگال های(شکارچی آفریقایی) مشابه مال Theropod ها در نیم کره ی شمالی است. و سرنخ هایی را درباره ی چگونگی نادید شدن دایناسورهای درنده اولیه ارائه می دهد.

۴.NIGERSAURUS

با دهانی جاروبرقی شکل،انباشته با دندان های ریز که در طول رودهایی که امروزه در ساهارا واقع است می چریدند،در حالیکه شاید از گردن درازش برای رسیدن به گیاهان آبی استفاده می کرده.

۵.MAJUNGASAURUS

از جمله آخرین دایناسورهایی که بر روی  زمین گام برداشته اند، این درنده  بر ماداگاسکار حکمفرما بوده است.شواهد نشان می دهند که احتمالا از اعضای گونه ی خودش می خورده است.

۶.MASIAKASAURUS

سریع و چابک بوده و از دست گوشتخواران قصر در می رفته،نظیرMajungasaurus ، ،در حالیکه از دندان های خم و شیمیر مانندش برای زخم زدن جانواران کوچک استفاده می کرده است.

۷.LEAELLYNASAURA

در استرالیا یافته شده،که به قطب جنوب و غالب تاریکی سال نزدیکتر بوده،دارای لوب های بینایی بزرگ در مغزش بوده که اشاره به بینایی شبانه خوب آن دارد.

۸.CARNOTAURUS

بازوانی ریز اندام،ریز تر از عضو جلویی T.rex که با زانوان بلند آرواره های قوی این گوشتخوار پاتاگونیایی شاخدار مغایرت دارد.

۹.AMARGASAURUS

باپسر عموهای چند تنی اش کوتوله به نظر می رسد،این سوسمار پا در آرژانتین یافته شده که راسته ای دوگانه از ستون فقرات را سوراخ کرده و احتمالا از  بادبان ها ی رباط ها و پوست را حفاظت می کرد.

۱۰.CARCHARODONTOSARUS

جمجمه ای بزرگ،دندان های کوسه شکل و زانوانی قوی آنرا سریع و قاتلی مهلک می ساخت که احتمالا از سوسمار پایان بزرگ مانند Paralititan تغذیه می کرد.

 

 Dinasaurs

لـــــــــوراســیــــــــــا

نیم کره ی شمالی

آرایش بعنوان تمایلی معین در میان دایناسورهای شمالی بر خاسته است،بویژه در اواخر مناطق شان.غول پیکرهایی نظیرMamenchisaurus راهی برای کثرت گیاه خواران کوچکتر و سریعتر با میخ ها،تاج ها، و شاخ هایی ارائه داده اند.دیرینه شناسان می گویند این خصوصیات رفتار عالیه ی اجتماعی را اظهار می دارد.از وقتی که آنها اغلب به جذب جفت ها و شناخت اعضای گونه هایشان شرح می دارند.

برای شکار این گیاه خواران خبره تر،Theropod ها خبره تر می شوند .مغزهای بزرگتر را با نیروهای عضلانی می آمیزند،سرانجام مشهورتزین دایناسورTyrannosaurus  را ارزانی می دارند.

۱.MAMENCHISAURUS

گردن ۳۶ پایی اش درازترین گردن همه ی دایناسورهای شناخته شده است.شکل ستون مهرهایش گیاه خوار آسیایی را که گردنش را بیشتر از شانه هایش بالا نمی برد را نشان می دهد.

۲.TYRANNOSAURUS

دانشمندان مطالعه بر پیکر این دایناسور را ادامه می دهند،ابتدا در وایومینگ در ۱۹۰۰  یافته شد.تحلیل های جدید نشان می دهند علاوه بر شکار شدن لاشه اش نیز خورده می شود.

۳.GIGANTORAPTOR

این دایناسور منقار دار درشت اندام در جایی که امروزه چین خوانده می شود می خرامیده است.فاقد دندان بوده و رژیم غذایی اش نامشخص است.اما چنگالهای بزرگش آن را یک شکارچی کارگر ساخته است.

۴.PARASAUROLOPHUS

استخوان فوقانی توخالی آن مشابه شاخ گوزن است،اما این دایناسور منقار اردکی در آفریقای شمالی یافته شده،احتمالا از آن برای ایجاد صداهای شیپوری استفاده می کرده است.

۵.ERKETU

گردن سوسمار پایان مغولی حدود ۲۵ پا ،دو برابر طول تاب هایش بسط داشته است.ساختمان مهره هایش نشان می دهد که اساسا نزدیک خشکی می چریده است.

۶.VELOCIRAPTOR

در صحرای گابی کشف شده است.این بادپا،Theropod پردار یک مزیت قاتل بودن را داشته.چنگالی داس شکل در هر طرف زانوی عقبی که به مانند یک ضامن دار جلو آمده است.

۷.SINOSAUROPTERYX

اولین شاهد دایناسورها با پرهای اولیه با کشف ۱۹۹۶ در چین همزمان است.یک سنگواره با جسدی درمعده اش تصدیق کرد که آن یک گوشتخوار است.

۸.TUOJIANGOSARUS

در چین کاوش شده،استخوان درشت این Stegosur  صفحه ای شانه های قطورش باعث شده این گیاه خوار بزرگتر از آنچه بوده به نظر آید.شاید درندگان را می ترسانده است.

۹.MONONYKUS

دانشمندان حدس می زنند که این Theropod  مغولی که از عضو جلویی تک چنگالی اش برای بیرون آوردن حشرات از سوراخ های زیر زمینی استفاده می کرده است ،مشابه شگرد یک مورچه خوار.

۱۰.STYRACOSAURUS

در آلبرتای کانادا یافته شده.احتمالا به صورت گله ای سفر می کرده است.شاخ دماغی می توانست Theropod ها را دفع کند در حالیکه چین شاخدار آن محتمل جفت ها را تحت تاثیر قرار می داد.

AFTER ALL,TODAY IS THE FUTURE YOU'R WORRIED ABOUT

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 |

عروض فارسی

مجتبی تعطف طولی

اولین نمودار فرهنگی هر کشوری زبان و ادبیات آن کشور است که ادبیات آن کشور را سامان می بخشد.

ابراز خواسته ها،ایده آل ها و مدینه های فاضله توسط ادیبان هر کشوری برای پرورش آن قوم یا کشور صورت می گیرد.

در این میان زبان و ادبیات فارسی را شاید بتوان یکی از زبانهایی دانست که  دارای تاریخی بلند از لحاظ ادبیات است و شاید در بین تمام کشورهای جهان به همراه یونان در این امر یکسان باشد.اما حرف زدن از عروض فارسی در تارنمایی که سعی دارد مطالبش علمی باشد به چه معناست؟آیا عروض یک علم است؟

بسیاری از دانشمندان بالاخص در مورد زبان فارسی و عربی عروض را یک علم به شمار می آورند.

عروض فارسی متاثر از عروض عربی است اما عروض به راستی چیست؟

عروض علم تقطیع و توزین شعر است بدین معنی که وزن مصرع ها را باهم اندازه می گیرد تا به معیاری درست در اندازه ی هر مصرع دست یابند.

عروض با هجا ها سرو کار دارد اما هجا چیست؟هجا همان چیزی است که ما در کلاس اول ابتدایی با نام بخش با آن آشنا شدیم و هر بخش را با یک حرکت دستمان نشان می دادیم مثلا معلم می پرسید مردمچند بخشه؟ما می گفتیم:مر... دم.دو بخشه.

عروض با سه هجای کوتاه ،بلند و کشیده سرو کار دارد

علامت هجای کوتاه:U

علامت هجای بلند:-

علامت هجای کشیده:-U

برای نشان دادن تقطیع یک شعر در زیر یکی را برای شما مثال می آوریم

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

 U - - - U - - - U - - - U -  - -

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارارا

U - - - U - - - U - - -U- - -

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

البته در این شعر شاعر«حافظ»از برخی اختیارات شاعری استفاده کرده است.یعنی تقطیع آن درست به شکل مفاعیلن نیست ولی در این بحر است و اختیارات شاعری اصل عروض و وزن را نقض نمی کند.

هدف این نوشتار آموزش عروض نبوده چراکه آموزش عروض امری پیچیده و نیازمند وقت و فضای بیشتری است بلکه فقط معرفی عروض بعنوان یک بخش علمی در ادبیات است.

 

برای مطالعه بیشتر در زمینه عروض می توانید از کتابهای زیر بخوانید

۱.موسیقی شعر-دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

۲.عروض - دکتر شمیسا

۳.عروض فارسی- دکتر عباس ماهیار

...

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در شنبه هجدهم اسفند 1386 |

فروید چه گفت؟

مجتبی تعطف طولی

بسیاری از ما شاید نام زیگمو ند فروید روانشناس برجسته را شنیده باشیم اما درباره ی نظریات و اندیشه هایش چه می دانیم؟

فرید از ذهن دو تعریف ارائه می دهد:سطح هشیار ذهن و سطح ناهشیار ذهن.

فروید می گوید سطح هشیار ذهن شامل همه آن خاطرات و وقایعی است که می توانیم آنها را هر موقع که خواستیم به یاد آوریم و در واقع دسترسی بدانها در ذهنمان آسانتر است.این نوع خاطرات برای بازیابیRecall نیاز به تلاشی زیادی برای به یاد آوری ندارند و می توان آنها را به خاطر آورد مانند همه آن خاطراتی که در حال می توانیم به یاد بیاوریم.

سطح ناهشیار ذهن که مهمتر است شامل همه آن وقایعی است که برای ما اتفاق افتاده و ما شاهد آن بوده ایم اما آنها را نمی توانیم به خاطر بیاوریم.وی می گوید درست است که این خاطرات را فراموش کرده ایم اما این خاطرات از ذهن ما حذف نشده اند و در جایی از ذهن ذخیره شده اند و با روشهایی چون خواب مصنوعی(هیپنوتیزم)می توان به بازیابی آنها کمک کرد.

وی عقیده دارد این خاطرات بالاخص دوران کودکی در آینده ی فرد تاثیرات بسیاری می توانند بگذارند و هر فرد بسته به خاطرات خود روحیه می گیرد.

وی همچنین معتقد است اگر عقده ها و مشکلات فرد در دوران کودکی حل و فصل نشوند و به سوالات آنها جواب داده نشود کودک نمی توان عقده های دیگرش را حل و فصل کرده و به سوال های مهمتری دست یابد.او معتقد است بخش ناهشیار ذهن است که تمام زندگی ما را در بر دارد.

our mind

ما از زمانی که چشم به جهان می گشاییم و به عالم نگاه می کنیم همه آنها را در ذهنمان ثبت کرده و طبقه بندی می کنیم.زمانی که داریم بستنی می خوریم و یا شاید زمانی که در کودکی با کسی دعوا کرده ایم و یا کسی یک حرف ناشایست به ما زده است.زمانی که مورد بی مهری قرار گرفته ایم.

او معتقد است این سطح ناهشیار ذهن است که بر رویاها و خواب های ما نیز اثر می گذارد.اگر در درونمان احساس آرامش داشته باشیم این رویاها،رویاهاییی شیرین و خوش آیند خواهند بود و اگر بر عکس این موضوع باشد این رویاها به کابوس مبدل خواهند شد.

گاهی این امور می توانند به تعارض در شخص بیانجامندو شخصیت فرد را دچار خدشه و دو سو گری کنند.

پاسخ درست به همه ی آنچه برای کودک اتفاق می افتد و ایجاد خاطرات خوب برای وی از طرف والدین می تواند به بروز شخصیتی متعالی و شاد در شخصیت آینده ی کودک منجر شود.

با توجه به نظریات فروید،القای رفتارهای خوب نباید از طریق روشهای مستقیم صورت گیرد بلکه والدین با ایجاد فضاهای خوب در ذهن کودک و باروری سطح ناهشیار ذهن او می توانند آینده ای شاد را برای وی به ارمغان بیاورند.

از سویی دیگر آنچه که در سطح هشیار جای می گیرد نه همه خاطرات شخصی-شخصی است بلکه برای مثال زمانی که فرد فیلمی را می بیند ،آن فیلم نیز در سطح ناهشیار وی به شکل یک خاطره جا می یابد یا زمانیکه یک کتاب را می خواند نیز همینطور.

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 |

مفهوم زمان در جهان!

مجتبی تعطف طولی

 

بسیاری از مردم بی آن که از کیفیت و کمیت زمان اطلاع دقیق داشته باشند روزگار می گذرانند حتی دانشمندان هم در تک بعدی یا چند بعدی بودن زمان مشکوک اند.اما آیا زمان براستی وجود دارد؟

آنچه ما بر روی کره زمین بعنوان روز و شب،ساعت،سال،ماه و... داریم در واقع خارج ار منظومه شمسی معنا ندارد.در واقع زمان در خارج از این مکان معنا نمی یابد و نمی توان برای آن کمیتی تعیین کرد ولی چرا؟

ما زمان را با روز که حاصل چرخش زمین به دور خود است(حرکت وضعی) و سال را با چرخش زمین به دور خورشید(حرکت انتقالی) محاسبه می کنیم.حال اگر در جایی نه روز باشد،نه شب و همواره زمان ثابت [منظور از زمان ثابت یعنی اینکه همواره شب یا روز ]باشد چگونه می توان برای آن کمیتی تعیین کرد.

درک این موضوع در ابتدا کمی دشوار می رسد اما اگر تصوری دقیق از این موضوع بتوان  داشت مفهوم آن به آسانی روشن خواهد بود.

همین عامل باعث شده است تا تلکسوب فضایی هابل بتواند از چگونگی پیدایش زمین در ۱۳ میلیارد سال پیش عکس بگیرد یعنی این عکس متعلق به رخدادی است که در ۱۳ میلیارد سال پیش رخ داده است.

برای درک بهتر این موضوع باید گفت:زمانیکه ما در هنگام شب به ستاره ای نگاه می کنیم نباید مطمئن باشیم که ستاره را در حال حاضر می بینیم و در واقع آن ستاره ای که می بینیم حالتی است که آن ستاره چند صد سال و چندین سال و یا چند ساعت پیش داشته است چرا که نور آن ستاره چند زمانی طول می کشد تا به دید ناظر ما برسد.یعنی حتی ممکن است زمانیکه ما به ستاره ای نگاه می کنیم در همان لحظه ای که ستاره را می بینیم ستاره متلاشی شو د و لی ما چند ساعت دیگر متلاشی شدن آن را خواهیم دید.

عده ای با توجه به نظریه ی نسبیت اینیشتین اقدام به پرداخت نظریه هایی از قبیل سفر در زمانTime Travel نموده و شاخ و برگی بدان داده اند و بسیاری از دانشمندان امروزه نیز در دانشگاههای بزرگ و سازمان هایی فضایی جهان بالاخص در آمریکا  بر سر این موضوع در حال تحقیق و جستجو اند و هر از چند گاهی مقالاتی در نشریات علمی معتبر جهان در این موارد منتشر می سازند.

درک عدم وجود معنا برای زمان خارج از این فضای محبوسی که بشر را در خود دارد وقت بسیاری از دانشمندان را گرفته ولی نظریاتی چنین و نظریاتی از قبیل نظریات کوانتومی موجب شده تا علم بشر به سرعت بتواند در این موارد پیشرفت داشته باشد.

 

 

از خوانندگان عزیز تقاضا دارم برای تکمیل این نوشتار نظر دهند.

نوشته شده توسط مجتبی تعطف طولی در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 |